تبلیغات
عاشقم - پست های مرسده
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : پنجشنبه 14 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

جمعه 2 شهریور 1386

نوشته شده توسط مرسده ساعت 12:08 ب.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 2 شهریور 1386

مدت هابود که می خواستم رازی را که در سینه دارم به تو بگویم.

اما نتوانستم.

                 دوست داشتم هنگامی که از کنارم می گذری این راز

را در چشمان عاشقم بخوانی.ولی تو با بی اعتنایی می گذشتی

تا اینکه امروز قلم را برداشتم تا از بی مهریت بنویسم.

ولی وقتی قلم را از روی کاغذ برداشتم

                                                   دیدم نوشته ام:

                                        "با تمام وجود دوستت دارم"

نوشته شده توسط مرسده ساعت 11:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 2 شهریور 1386

وقتی دلم به درد میاد و کسی نیست به حرفهایم گوش کند،
وقتی تمام غمهای عالم در دلم نشسته است،
وقتی احساس می کنم دردمند ترین انسان عالمم...
وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می شوند...
و کسی نیست که حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ کند...
وقتی تمام عالم را قفس می بینم...
بی اختیار از کنار آنهایی که دوسشان دارم..
بی تفاوت می گذرم....

نوشته شده توسط مرسده ساعت 11:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 2 شهریور 1386

نوشته شده توسط مرسده ساعت 11:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 2 شهریور 1386
شب

شب سردی است،و من افسرده
راه دوری است،و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها،از جاده عبور: دور ماندند ز من آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت، غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر، سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل: وای، این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل، غم من،لیک،غمی غمناک است
خدایا من خستم صدامو میشنوی؟؟؟

نوشته شده توسط مرسده ساعت 11:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 2 شهریور 1386
نوشته شده توسط مرسده ساعت 11:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 2 شهریور 1386
در كوچه تنهایی تو را می خوانم
 از پشت پنجره های بسته تو را می خوانم
هنگامی كه قاصدك می آید با او نام تو را فریاد می زنم
 با شاپركها در آسمان آبی هم صدا می شوم
 و با باران نام تو را بر لب جاری می سازم
و فریاد می زنم : به كوچه های قلبم بازگرد
ولی افسوس صدای من یكی پس از دیگری
در لا به لای حرفهایت گم می شود
و باز هم من
دوستت دارم ...
نوشته شده توسط مرسده ساعت 10:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 1 شهریور 1386
مرگ
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که

الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی

نوشته شده توسط مرسده ساعت 08:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در دوشنبه 12 شهریور 1386 و ساعت 09:09 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 1 شهریور 1386
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است

که به اسفناک ترین حالت شکسته است

نوشته شده توسط مرسده ساعت 08:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 1 شهریور 1386
تقدیر

نفس می کشیم به حکم تقدیر  می مانیم به فرمان سرنوشت میجوئیم به تدبیر اندیشه و   می خواهیم  به خواهش دل زندگی می کنیم به امید رسیدن به ارزو ها مبارزه میکنیم برای رسیدن به پیروزی و چه شیرین است موفقیت ان زمانی که بی مهریهای زمانه بارها ما را چون شیشه های شکننده خورد می کند ولی ما چون صخره ای پایدار همچنان ایستاده ایم زندگی را دوست دارم و دل بسته به انانی هستم که در دلم جای دارند

نوشته شده توسط مرسده ساعت 08:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 1 شهریور 1386
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرسده ساعت 05:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 1 شهریور 1386

تو ای نیلوفر پیچده در تنهایی و غربت
شنیدم آن صدای نازنینت را
كه فریادش نهادی نام
شنیدم ضجه های پر طنینت را
كه پیوسته در گوشم
صدا می كرد
مرا شرمنده در وجدان خاموشم
رها می كرد
كویر خشك و بی تاب تنت را
باز خواهم كاشت
پر از عشق و پر از احساس
پر از نیلوفر زیبا
هم اكنون با تو خواهم بست پیمانی
كه تا دنیاست این دنیا
دگر تركت نخواهم كرد
تو را می خواهم ای
نیلوفر زیبا.

نوشته شده توسط مرسده ساعت 05:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دوستت دارم ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari